الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
185
إحياء علوم الدين ( فارسى )
جريان عادت مخصوص شده است به چيزى كه از قضا و قدر خداى موافق سعادت باشد ، چنان كه الحاد عبارت است از ميل ، پس مخصوص شده است به ميلى كه از حق سوى باطل باشد ، و همچنين ردّت « 231 » ، و پوشيده نيست كه به توفيق حاجت است . و براى آن گفتهاند : إذا لم يكن عون من اللّه للفتى * فأكثر ما يجنى عليه اجتهاده اى ، چون جوانمرد را از خداى يارى نباشد ، پس بيشتر آن چه بر او جنايت كند كوشش او باشد . و اما هدايت هيچ كس نتواند كه سعادت طلبد مگر بدان . زيرا كه داعيهء آدمى گاه باشد كه به صلاح آخرت او مايل بود ، و ليكن چون آن چيز را نداند كه صلاح او در آن باشد ، يا فساد را صلاح پندارد ، مجرد ارادت او را كجا سود دارد . پس در ارادت و قدرت و اسباب فايدهاى نيست مگر پس از هدايت . و براى آن موسى - عليه السلام - جواب گفت فرعون را چون گفت او را : فَمَنْ رَبُّكُما يا مُوسى ؟ قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى ، « 232 » اى ، پروردگار ما اوست كه همهء مخلوقات را به اتفاق آفريد بر هيئتى كه آن اكمل وجوه امكان است . پس كار بستن آن راه نمود و گفت : وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ ، « 233 » اى ، اگر نه فضل و رحمت خداى باشد بر شما هيچ كس از شما هرگز پاك نشود و ليكن خداى - عز و جل - پاك گرداند از گناه و بزه آن كس را كه خواهد . و پيغامبر - صلى اللّه عليه و سلم - گفت : ما من احد يدخل الجنّة الاّ برحمة اللّه تعالى ، اى ، هيچ كس نيست كه در بهشت رود مگر به رحمت خداى - عز و جل - اى ، به هدايت او . و گفتند : يا رسول اللّه ، تو هم نروى ؟ گفت [ 136 ] و لا انا ، اى ، من هم نروم . و هدايت را سه مرتبه است . يكى دانستن راه نيكى و بدى ، كه در قول حق تعالى اشارت بدان است : وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ . « 234 » و بارى تعالى بر همهء بندگان خود بدان انعام فرموده ، بر بعضى به عقل و بر بعضى بر زبان پيغامبران . و براى آن گفت : وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى ، « 235 » اى ، اما ثمود را دعوت كرديم و دلالت فرموديم ، پس كفر را بر ايمان اختيار كردند . و اسباب هدايت پيغامبرانند - عليهم السلام - و كتابها و بصاير عقلها . و آن مبذول است . و از آن مانع نباشد مگر حسد و كبر و دوستى دنيا و سببهايى كه دل را كور گرداند اگر چه چشمها كور نباشد . و از جمله چيزهايى كه كور گرداند ألف و عادت است ، و دوستى استصحاب آن . و قول حق تعالى :
--> ( 231 ) ردّت ، برگشتن ، برگشتن از دين . ( 232 ) طه 20 - 49 و 50 . ( 233 ) نور 24 - 21 . ( 234 ) بلند 90 - 10 . ( 235 ) فصّلت 41 - 17 .